گلی خانوم چهارشنبه شب بدون دعوت و اطلاع قبلی تشریف آوردن
وزن من هم کمی بالاتر رفته !!! حالا نمیدونم بخاطر اونه یا واقعا وزنم بالا رفته!!!
مربی ورزشم که پنج شنبه میگفت احساس میکنم یه کوچولو داری تغییر میکنی
ولی هنوز تو وزنم که معلوم نشده !!!
به قول یکی از دوستام من اگه 6 کیلو خوب کم کنم و روی فرم بیام بهتره تا اینکه 10 کیلو کم کنم و بازم روی فرم نباشم نه؟!! 
از فردا رژیمو جدی تر میگیرم ...
پنج شنبه بخاطر گلی خانوم تردمیل و دوچرخه زدم ولی مربیم گفت حرکتای شکم رو انجام نده و بجاش حرکت های بالا تنه رو کار کن!!!و الان دارم از زور درد بازوهام می میرم
ولی خوب راضیم ....
اما توی رژیمم پایدار نبودم و باید اصلاح کنم خودمو 
بعضی وقتا وسوسه میشم برم باز سراغ قرصهای کاهش اشتها
درست مثل معتاد ها
آخه صبرم کمه
ولی تا حالا مبارزه کردم 
صبحانه : شیرنسکافه یک لیوان + 3عدد بیسکوییت ساقه طلایی کرمدار
میان وعده : نارنگی دو عدد
نهار : ماکارونی با گوشت چرخکرده یک بشقاب و نیم
میان وعده : یک لیوان آب هندونه + یک عدد نارنگی + سه عدد شلغم + یک لیوان چایی + یک عدد تافی
شام : هیچی
ولی دلم ضعف میره 
دیروز کمی زیاده روی کردم توی شام و عصرونه !!! امروز ، روز جبران بود 
اومدم ...
خیلی تنبلی کردم میدونم !!! باید تا الان به وزن دلخواهم رسیده بودم نه؟!
ولی نخیییییر !!!! هنوز ٧٧.۵ هست وزنم 
ولی خوب نوشتن بهتر از ننوشتنه!اینو میدونم ...
باشگاه ثبت نام کردم و تا اونجا که بتونم تو برنامه ام بگنجونم میرم حتما !!!!
تغییری که کردم توی این چند وقت غیبت اینه که خیلی به ورزش علاقه مند شدم و از ورزش برعکس قبل ، خیلی لذت میبرم
ولی خوب هنوز وزنی به اون صورت کم نکردم ... اما همون رفتن به باشگاه خیلی روی اعتماد به نفسم تاثیر میذاره
وقتی برمیگردم هر جلسه ،کلی احساس میکنم بدنم تغییر کرده 
آذر ماه هم داره نزدیک میشه و ما هم احتمالا مراسم نامزدی در پیش داریم واسه خواهرم ... باید حداکثر سعیمو بکنم 
۵ یا ۶ کیلو هم کم کنم راضیم 
خوب ببینم میتونم ادامه بدم نوشتنو یا نه ؟!! راستش از اول مهر که باز رفتم سر کار و باشگاه هم اضافه شده به برنامه ام و آرین هم باید ببرم مهد و بیارم ، کمی برنامه ام فشدره شده و فرصت نمیکنم بیام ... البته میدونم که همه اینا هم بهونه هست !!!
همه دوستایی که توی گروه باهاشون در ارتباط بودم کلی وزن کم کردن و من هنوز هیچچچچچچی
خدا کنه یه کم حسودیم شه بهشون ... البته براشون خیلی خوشحالم و از شنیدن موفقیتشون یه جورایی امیدوار هم میشم ... باید اراده امو قوی کنم 
میام به دوستای گل قدیمیم سر میزنم ... تروخدا بازم بیایین پیشم
شاید کمی خجالت بکشم 
دوستتون دارم 
شاید برنامه امو هفتگی کنم... اینجوری پر کردن جدول برام راحت تره
و زمان کمتری هم ازم میگیره 
سلام دوستای عزیزم 
بعد از یه غیبت خیلی طولانی اومدم
ممنونم از همه کسانی که تو این مدت منو فراموش نکردن و به من سر زدن 
بالاخره شاخ غول رو شکستم و رفتم باشگاه بدنسازی ثبت نام کردم
شروعش درست روز تولدم یعنی ٣١ شهریور بود
دیروز و امروز رفتم و الان کلی بدنم کوفته است و خسته ام
ولی رضایت خاطر دارم
حالا سعی میکنم که باز بیام و از برنامه هام بنویسم!امیدوارم که این باشگاه رفتن یه نقطه عطف بشه واسه من 
وزنم ٧٧.۵٠٠ هست
و امیدوارم به زودی زیر ٧۵ بیام 

سلام
نماز و روزه ها قبول دوستای خوبم
من راستش روزه نمیگیرم
چون دارو میخورم بعد از عمل 
خیلی تنبل شدم میدونم
راستش کمی بی حالم و از طرفی هم سرما خوردم 
ولی به خدا بهتون سر میزنم و روحیه میگیرم . حالا برای بعضی کامنت میذارم برای بعضی نه !!!
خیلی همه تونو دوست دارم
یکشنبه میریم شمال و یه چهار روزی نیستم
ولی قول میدم رعایت کنم توی خوردن 
جدولم هم از وقتی برگشتم قول میدم بذارم دیگه
آخه من باید تا ژانویه حتما کلی وزن کم کنم !!! چون احتمالا خواهر کوچیکم یه برنامه نامزدی در پیش داره
صبحانه : نون و پنیر ٣ لقمه + یک لیوان شیر گرم
میان وعده : ٣ تا هویج
نهار : قورمه سبزی خواهم خورد
میان وعده :هنوز ایده ای ندارم 
شام :مهمون دارم و میخوام ساندویچ درست کنم با ساندویچ میکر !! احتمالا یه دونه مثلثی خواهم خورد 
راستی من یه سه روزیه که چای سبز رو دوباره میخورم 
بعدا نوشت : وایییییییییییییییییییی خدای من
من باید نیمه شهریور ٧٣ میشدم !!!!
نههههههههههههههههههههههههه
خیلی از برنامه ام عقبم !!! وزنم ٧٧ هست الان 
اه اه اه!!!!حرصم میگیره از خودم 
نمیدونم چرا روحیه امو از دست دادم!!!! سعی میکنم رعایت کنم تو خوردن ولی خیلی نا امیدم
بعد عمل من یه 4 کیلویی کم کردم ولی در عرض دو سه روز همه اش برگشت!!!
الان هنوز نرفتم ببینم چند کیلو ام!!ولی حس لاغری اصلا ندارم 
چای سبزو باز شروع کردم از دیشب!!!میدونین حس میکنم توی به کار انداختن دستگاه گوارشم خیلی تاثیر داره !!!
برام دعا کنین و کمک کنین باز بتونم با روحیه شروع کنم!!!
اینقدر اینجا مینویسم تا از رو برم 
من درست فردای عملم گلی خانوم مهمونم شد و تازه تشریف برد![]()
خیلی غر غرو شدم نه؟!! 
همینه دیگه!!!!بارها تجربه کردم!!!وزنی که زود میاد پایین زودم میره بالا!!!نمیدونم اینایی که رژیم های وحشتناک میگیرن برای کم کرد وزن چه جوری ثابت نگه میدارن بعد از رژیم وزنشونو
صبحانه :یک لیوان چای شیرین + یه قوطی کبریت نون و دو کف دست نون تافتون
میان وعده :
نهار :
میان وعده :
شام :
ببینم اگه بشه دوباره این چای سبزو راه بندازم !!
ورزشم که تعطیله فعلا چون حتی نمیتونم بشینم !!!
هنوز خونه مامان اینام
اوضاع عمومیم بهتره ! گردن دردم که رفت خیلی بهترم خدا رو شکر 
هنوز برای نشستن ولی مشکل دارم 
سعی میکنم راه برم طول روز ولی وقتی میشینم میخوام بلند شم خیلی درد دارم 
سعی میکنم که از فردا باز برنامه امو بنویسم!!باید برم خونه ببینم وزنم چه تغییری کرده
خیلی دوستتون دارم دوستای گل و مهربونم 

عمل کردم ! دوران نقاهت نسبتا سختی رو میگذرونم! بی حسی کمری داشتم از درد گردنم نمیتونم سر پا بایستم 
دلم میخواد زود بلند شم و این روزا هم زود بگذره!خونه مامانم اینام و بخاطر اینکه نمیتونم از جام پاشم خیلی عذاب وجدان دارم
آرین هم کاراش گردن مامان و بابام و همسری شده بیشتر!!اونا هم همه شاغلن 
حواسمو به خورد و خوراکم میدم حتما !خدا کنه بتونم زودتر ورزشو شروع کنم 
بچه ها منو تنها نذارین به روحیه دادنهاتون نیاز دارم 

